تبليغاتX
<% Response.Redirect "http://weblog.sadeqmedia.com" %> رسانه صادق sadeq media
خيلي وقت بود كه تحليل درست و حسابي از صدا و سيما پخش نمي شد، دليلش هم روشن است: آقايان هميشه آرزوها و دوست داشتني هاي خود را به جاي تحليل واقعيات به خورد مردم مي دهند.
اين بار اما داستان متفاوت بود، مجري شهرستاني كه نه تنها هيچ تسلطي بر بحث نداشت كه فن بيان هم نمي دانست، هرچه سعي كرد نتوانست جلوي تحليل و پيش بيني مهمان برنامه گفت و گوي خبري شبكه 2 سيما را بگيرد.
مهمان برنامه هم كسي نبود جز آقا محسن رضايي كه از جمله چهره هاي سياسي ايران است كه تقريبا مستقل خوانده مي شود.
اما اين بار آقا محسن با واقع گرايي كامل و پرهيز از در پرده گويي حرف از برخورد آمريكا با ايران زد و اين نظر چنان مجري برنامه را به دست و پا انداخت كه براي ماست مالي آن تلاش هاي زيادي كرد اما استدلال ها و دلايل آن قدر روشن بود كه مخاطب بتواند سره را از ناسره تشخيص دهد.
محسن رضايي از استراتژي جوجه تيغي در برخورد با ايران سخن گفت و تاكيد كرد: بوش قول پيروزي بر ايران را نمي دهد اما گفته رها كردن ايران فاجعه است!
پالس هاي سياسي منطقه هم احتمال اين برخورد را جدي تر از گذشته نشان مي دهد.  مجري برنامه كه دستپاچه هم شده بود گفت: كنگره و سنا ديگر در دست طرفداران بوش نيست و فشار افكار عمومي زياد است و اين حرف يعني كه مجري برنامه اصلا بر بحث اهليت ندارد. پر واضح است  كه بوش اگر مي خواست به افكار عمومي توجه كند كه منطقه جور ديگري بود و اين حرف ها براي مصرف داخلي به ايرانيان گفته مي شود و گرنه در آمريكا حرف اول و آخر را رياست جمهوري مي زند.
يكي ديگر از نكات بارز صحبت هاي شب گذشته محسن رضايي، اين كنايه بود: برخي از دولت مردان توهم دارند و اين توهمات جلوي تصميم گيري منطقي آنها را مي گيرد. البته بعد از كمي مكث مثال بوش را زد! ما كه نفهميديم چه كسي توهم دارد!!!!!!

در نهايت به نظرم نكات زير جالب توجه است:
- آمدن محسن رضايي كه نماد دفاع مقدس است. براي ما كه دوران جنگ دوران را ديده بوديم، هميشه لباس فرم سبزرنگ و محاسن سياه بچه هاي سپاه خاطره انگيز بود. خصوصا آقا محسن كه آن روزها قهرمان درجه اول ما بود. پس آمدن وي و بيان اين تحليل خود پيام روشني به مردم داد.
- طرح نظريه برخورد با ايران از سوي محسن رضايي، خواب خوش برخي از نودولتيان را هم آشفته مي سازد.
- حمايت از تيم هسته اي دكتر لاريجاني و اين كه وي در مذاكرات درست عمل مي كرد.
- تذكر به دستگاه ديپلماسي كه فعال تر و هماهنگ تر با تيم هسته اي عمل كند.
- اعلام آمادگي براي حضور مجدد در عرصه نيروهاي مسلح كه از هفته پيش مطرح شده است.
- اعلام اين كه آمريكايي ها قبل از حمله فشارهاي سياسي – اقتصادي را بالا مي برند و معتقدند با گراني ها، مردم با نظام مشكل جدي پيدا مي كنند. تذكر آشكاري است به دولت كه اگر نتواند در بحث گراني ها كاري كند، اين دقيقا همان خواست آمريكاست و گامي در جهت منافع آنها. اين را بچسبانيد به خطبه هاي هفته گذشته خطباي جمعه از تهران تا .... كه همگي بر گراني تاكيد مي كردند.
- نظريه برخورد با ايران حتي اگر با هماهنگي سران نظام (رهبري-هاشمي) مطرح نشده باشد (كه بعيده) مي تونه ماه عسل دولت را خراب كند و وضعيت سياسي ايران را دچار تكان هاي جدي كند. از سوي ديگر ممكن است حاكميت با طرح اين مطلب و جمع آوري بازخورد هاي آن، به دنبال آزمايش آمادگي مردم باشند.

در پايان برنامه باز مجري (مراد عناري) گل گفت و گفت: به نظر شما جشن هسته اي ايران نمي تواند جلوي اين برخورد را بگيرد!!! محسن رضايي هم پاسخ داد: جشن هسته اي چه ربطي به آمريكايي ها دارد!! اين يك مطلب داخلي است!! بله ايران هسته اي يك واقعيت است اما جشن هسته اي تاثيري بر رفتار آمريكايي ها ندارد!

آنچه مسلم است در 2 ماه آينده ايران آبستن تحولات بسيار جدي اي خواهد بود. حوادثي كه مي تواند تا مرز سقوط يك دولت پيش برود.

+ نوشته شده در  جمعه 29 دی1385ساعت 12:30  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

در اواسط دهه پيش شمسي كه  كامپيوتر تازه داشت راه خانه ها را پيدا مي كرد و از كالايي لوكس به كالايي ارزشمند تبديل مي شد كه بازي ها نيز پوست انداختند.
يكي از آن بازي ها نورهوود Neverhood يا ناكجاآباد بود. در ناكجا آباد كه محيطي خميري داشت، شخصيتي بازي را جلو مي برد كه كارهاي جالبي مي كرد: زبانش را با دستش از دهانش بيرون مي كشيد و مثل تار با دست ديگر بر آن مي زد! صداهاي بامزه اي از دهان خود در مي آورد! ادا و اودورهاي جالبي داشت و كارهاي مسخره اي مي كرد!
نمي دانم چرا اين روزها كه اخبار سيماي ايران را مي بينيم همش ياد اين بازي مي افتم. بعد از ظهر امروز هم كه در جمع گعده دوستانه روزنامه نگاران اخبار ايران را مرور مي كرديم بيش از پيش آن آدمك مسخره خميري در ذهنم مجسم شد!
از سويي وضعيت پرونده هسته اي ايران اصلا در روند مطلوبي قرار ندارد و هيچ تدبيري و هيچ كاري هم ظاهرا براي بهبود آن قرار نيست انجام شود،  از سوي ديگر اوضاع سلامتي رهبري در اين موقعيت حساس مانند گذشته نيست، از يك سوي ديگر هاشمي هم ظاهراً در بينال تلخ كامي به سر مي برد، از آن سوي پايين، مجلس فشار سياسي و انتقاد هاي خود را دولت و به خصوص احمدي نژاد افزايش داده است و درصدد استيضاح وزراي آموزش و پرورش،كشور و مسكن و شهرسازي هستند، از اين سوي پايين رابطه احمدي نژاد با متكي شكرآب است و شايع شده كه گل سر سبد دولت و موضع راست افراطي آن «مشاعي به عنوان وزير خارجه يا سفير ايران در عربستان» مطرح مي شود، آمريكا هم لات و پوت هاي خود را جمع كرده آورده تو خليج فارس و مواضع ايران تو عراق را تحت فشار گذاشته، بودجه سال آينده هم كه رو هواست و همه اين ها در حالي كه رييس جمهور تو نيكاراگويه و بغل چاوز! جا خوش كرده! باز هم بگم.
در ناكجا آباد كه محيطي خميري داشت، شخصيتي بازي را جلو مي برد كه كارهاي جالبي مي كرد: زبانش را با دستش از دهانش بيرون مي كشيد و مثل تار با دست ديگر بر آن مي زد! صداهاي بامزه اي از دهان خود در مي آورد! ادا و ادورهاي جالبي داشت و كارهاي مسخره اي مي كرد!
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 23:34  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

داستان ما و آنها از جایی وارد مرحله جدید شد که ما خیال کردیم علی آباد هم شهریه! البته ما رفتم و علی آباد را در گلستان دیدیم، آنچنان هم شهری نبود!
اما ما همچنان تاکید می کنیم که نه بابا شهری هست یا اگر هم نیست می گوییم شهری است. در حالی که ما هیچ تصوری از آنها نداریم، رییس جمهور کوچک الجسه ما در کنار رییس جمهور گوریل انگوری آنها قرار گرفت و در حالی که به شدت همدیگر را تکان می دادند، البته حرف هایی هم زدند!!

ما که در کشور از هیچ مشکلی نه بیکاری، نه مواد مخدر، نه مسکن، نه فلان تحریم کوفتی و بهمان حق مفتی رنج نمی بریم در کنار آنها که نمی دانیم چه می کنند و چه زندگی ای دارند تلاش می کنیم تا جهان را نجات دهیم!

برای همین هم بود رییس دولت نهم در مهمترین بخش کار یک دولت در سال، یعنی هنگام تنظیم بودجه سال آینده، سالی که احتمال تحریم و افزایش فشار ها مسلم است، جای خود را خالی کرد و گشتی در ولایت آنها زد.

ما که نمی دانیم اکوادور و فلاون گویه و زئلا کجای جهان قرار دارند و چقدر دانش در جهان تولید می کنند و چقدر درآمد برای ملت خود ایجاد کرده اند و سرانه شان چقدر است، شما اگر می دانید بگویید تا بدانیم!

البته برادر مکتبی ابراهیم نبوی عنوان جالبی بکار برده است: انجمن عقب مانده های جهان!

این هم پیام جالبی بود:
دعای مخصوص سال نو میلادی:  خداوندا 100 ملت متمدن آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی تو را شکر می گوییم که اینگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی! خداوندا تو را شکر می گوییم که پول و ثروت را همه به عربستان دادی ولی در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختی و اینگونه عدالت فرمودی. خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نیاوردی ولی ما را نعمت کارت هوشمند دادی که اسراف نکنیم و اینگونه از گناهان برحذر داشتی تو را شکر می گوییم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 دی1385ساعت 15:49  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

بعد از ظهر پنج شنبه که مرده ها هم آزادند با دوست خوبم محمت (محمد) در قهوه خانه آذری های راه آهن مشغول تناول دیزی بودیم که SMS آمد: دیپلمات های ایرانی در اربیل دستگیر شدند. اول گمان کردم مثل پیام: حلول ماه مبارک نوروز ...شهرداری اردبیل... ولی بعد دیدم نه بابا ادامه داره پیام و جدی هم هست.

البته ما هم بی کار ننشستیم و به نشانه اعتراض گوشکوب را محکم تر فشار دادیم تا گوشت کوبیده با نیت اعتراض درآمیزد و دیزی استکبار ستیز تر و خوش خوراک تر شود. جای دوستان خالی!

به هر حال موج جفتک چارگوش های آمریکایی ها تازه شروع شده... بعد از اون بار که جلال طالبانی را از خودشون رنجوندن، این بار مسعود را ناراضی کردند که توهین آشکاری به اقلیم کردستان بود. در حالی که دفتر ایران در اربیل در حدود ۲۰ سال دایر بوده و هیچ چیز عجیب قریبی اونجا نبوده، این کار به نظر در نهایت به نزدیکی بیشتر کردها به ما می انجامد به قول معروف کور از خدا چی می خواد: تلویویون رنگی!!

این آفلاین هم جالب بود و خیلی حال کردیم:
///خبر فوري/// جوانان پيرو خط بوش امريكايي به لانه جاسوسي ايران در اربيل حمله كرده و ديپلمات هاي ايراني را دستگير كردند!!

داستان« دست نوشته هایی از 48 ساعت بازداشت» حاج محمد زمرد رو هم از بازداشتشون حتمان بخونید. البته برادر میث که از فراخی تصاعدی رنج می بره خودش را راحت کرده و لینک محمد رو داده.

+ نوشته شده در  جمعه 22 دی1385ساعت 12:34  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

سيدصادق حسيني- نواي سازهاي ناهماهنگ و مخالف چند سالي است از نظام ورزش به گوش مي رسد، نواهايي كه گاه سرود حذف نماينده ايران از IOC را مي خوانند و گاه حذف فوتبال ايران از جهان.

نواي ناهماهنگي  از جايي شروع شد كه هيات رييسه جديد كميته ملي المپيك در زمان مديريت وقت سازمان تربيت بدني (مهندس مهرعليزاده) آهنگ كميته كرد و با شعار «هماهنگي كامل سازمان و كميته» و با اميد پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري نهم اركان كميته را در اختيار گرفت.

ليكن نتيجه انتخابات نهم و پيروزي اصولگرايان نه تنها فضاي سياسي كشور را دستخوش تغييرات به سان سونامي كرد بلكه خواب خوش هيات رييسه كميته ملي المپيك را نيز خراب كرد و فصل جديد ورزش ايران با ورود يكي ديگر مهندسان آغاز شد، مهندس اتوبان ساز كه نه تنها با ورزش كه با فرهنگ نيز ناآشنا و بيگانه  بود خيلي زود  در گرداب فوتبال و مدال افتاد و با اظهار نظرها و پيش بيني هاي فضايي جاي خود را در ورزش يافت!

دوران جديد كه با حذف درخشان، حميدي، قدمي و اسحاقي كه طراحان و مجريان استراتژي پيروزي در انتخابات كميته ملي المپيك بودند از گردونه مديريت سازمان  همراه شد دوران تنهايي هيات رييسه كميته را نيز فراهم آورد. ......

منشرشده در روزنامه گل، چهارشنبه ۲۰دی ماه ۱۳۸۵


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1385ساعت 13:40  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

آمد بهار خرم و رحمت نثار شد
سوسن چو ذولفقار علی آب دار شد                            لافتی الا علی... لاسیف الا ذولفقار....

شادی قربان همیشه با شادی بزرگتری کامل می شود: عید غدیر. عیدی که پایه ای از وحی داشت و به دست ما رسید تا این گونه از آن پاسداری کنیم!!

شب گذشته برای جشن عید رفتم عشاق الحسین. یکی از ویژگی های عشاق، منبری های آن است که معمولا تعطیل و پیاده هستند. من خودم اولین باری که ۷-۸ سال پیش عشاق رفتم با منبری آن یک دعوای جانانه داشتم چون هم مطالب غیر مفید می گفت و هم به زبانی بی حال. اما دیشب واقعا با برنامه های دیگر فرق داشت. یک روحانی سفید و توپل موپل و مامانی.

این روحانی منبرش ۲ تا ویژگی داشت: هم بحث را کاملا با شناخت وضع موجود بیان کرد و هم زبانش شاد و خندان بود و جذابیت های فراوانی داشت.

شیخ می گفت: آقا یه پیام برای من اومده: اگر ما رو بهشت راه ندادند یه یا علی می گیم و از دیوار می پریم!! مگه خونه همسایه است که از دیوار می خوای بری بهشت!!

در مورد شناخت امام هم مطالب خوبی داشت: باید امام را درست شناخت: ابرو و تاب مو و هیکل و شمشیر و این چیزا شناخت امام نیست. وقتی امام رو این طوری تعریف می کنی، امام علی (ع) را که ببینی می گی: آقا تاب و مو و زلف و هیکل و اینا به شما نمی خوره! جواب نمی ده این هیکل! نمی خوره شما امیر المومنین باشید!! بحث خوبی را مطرح کرد. باید بیشتر با وی آشنا شوم.

- تبیان در ویژه نامه غدیریه اش کار جدیدی کرده است: عقد برادری مجازی!

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 دی1385ساعت 12:29  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

سيدصادق حسيني- همزمان با ايام عيد مبارك قربان به دعوت يكي از برادران مسلمان اهل استانبول، عازم شيراز شديم تا ميراث جاويدان تمدن ايراني را در كنار شكوه فرهنگ اسلامي ببينيم. نقش رستم، تخت جمشيد، ارگ كريم خان، مسجد وكيل، بازاروكيل، حافظيه، سعدي،... و نهايتا حضرت شاه چراغ، احمد بن موسي (ع) از برنامه هاي اين ايرانگردي يك روزه بود.

 

شيريني اين ايرانگردي در كاممان بود تا براي خواندن نماز مغرب به حرم شاه چراغ رفتيم. برادر گرامي من كه همسر و فرزندانش او را همراهي مي كردند درباره احمد بن موسي (ع) پرسيد و من توضيحاتي در خصوص نسبت برادري ايشان و حضرت امام رضا عليه السلام هستند دادم كه احترام و تامل وي را در پي داشت.

 

وقتي به صحن شاهچراغ رسيديم، ناگاه با برخورد زننده و بسيار ناشايست دربان حرم روبرو شديم. دربان به همسر محجبه اين استاد دانشگاه واكنش نشان داد: وا اسلاما! وا حجابا! بايد چادر بر سر كني و وارد شوي! بدون چادر حق ورود نداري!

 

همه ما دچار شٌك شديم زنهار حجاب ايشان از كامل ترين حجاب هاي زناني بود كه آنجا بودند و شايسته تذكر نبود چه رسد برخوردي چنين زننده.

 

برادر مسلمان ترك كه عاشق فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي است و دكتراي ادبياتش را در دانشگاه تهران گرفته، در يكي از دانشگاه هاي معتبر دولتي مشغول به تدريس است و از سوي ديگر از چهره هاي اسلامي تركيه محسوب مي شود به دربان گفت: برادر از اين حجاب پوشيده تر سراغ داري؟ مسلمان اين يكي از كامل ترين حجاب هاي جهان است از بالاي سر و تا نوك پا يك پارچه پوشيده است آن وقت تو مي گويي بايد چادر سرت كني؟ اين چه حرفي است كه مي زني! همه چيز كه در ظاهر نيست.

 

اين گفت و شنود چالشي به اينجا ختم شد: من پول مي گيرم كه بگويم چادر سرتان كنيد! اين قانون است! اگر من نگويم مرا اخراج مي كنند و يكي ديگر را جاي من مي آورند! من پول مي گيرم كه اينجا چادر سر مردم كنم!

 

لحن برخورد و منطق اين نگهبان چنان دردآور بود كه تاسف باقي گذاشت و سرافكندگي. همسر من هم از اين برخورد ناراحت شد و گفت: اينجا فقط حفظ ظاهر مهم است! اينجا پوشيدگي مهم نيست! قوانين مهم است كه بايد رعايت شود! مانند هزاران تابلو كه در مغازه ها مي بيني: رعايت حجاب اسلامي الزامي است و هيچ حجابي نمي بيني! ظاهر حفظ شود اگر حرمتي پايمال شد، اگر آبروي مسلماني رفت، مهم نيست! كه آبروي مسلمان از بيشتر است از كعبه!

 

البته برادر ترك كه نيت زيارت اين حرم را در دل داشت، قبول كرد چادري براي همسرش به عاريت گرفته شود تا از نماز اول وقت و زيارت دور نشويم.

 

موجب تاسف و ناراحتي عميق است در كشوري كه داعيه ام القرايي جهان اسلام دارد، هنوز «رافت اسلامي» و «زبان خوش‌گو» جايي ندارد و قوانين و مصداق هاي خشك بانگ دافعه را بر بلنداي جاذبه رحجان مي دهند.


لینک مطلب در ایرانیوز۱  لینک مطلب در ایرانیوز: یادداشت سردبیر

لینک مطلب در سایت الف

 

:: شیرازنامه تصویری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 دی1385ساعت 13:5  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

- عيد قربان مبارك اگه هنوز زنده هستيد! ان شاء الله كچليتون رو ببينم. متاسفانه امسال نتوانستم در مراسم دعاي عرفه شركت كنم وگرنه دوست داشتم مي رفتم دعاي عرفه حاح قربان.

- طناب دار بر گردان سلاخ منطقهصدام به درك واصل شد! فكر نمي كردم به اين زودي اعدامش كنند، اما انگار ديگر زنده اش ضرر داشت. هرچند كه اعدامش بهترين عيدي براي مردم ما، عراقيون و كويتي ها بود. به هرحال صدام هنوز گنجينه اسرار اطلاعات بود و خيلي چيزها مي دانست و مي توانست كه بگويد. از كمك هاي دولت ها و قدرت ها تا معاملات پشت پرده.
در اين ميان موضع قدرت هاي مرتجع منطقه جالب بود و از همه آنها جالب تر: اظهارات جنرال ديوانه، قذافي ملعون. مردك 3 روز عزاي عمومي اعلام كرده و تعطيلات عيد قربان را لغو. به راستي صدام آنقدر محبوبيت داشت كه قذافي بخواهد از آن براي خود كلاهي بسازد! شب گذشته در برنامه گفت و گوي خبري كه مجري خوش لهجه! اجرايش مي كرد چنين سئوالي از دكتر آقامحمدي به عنوان رئيس انجمن دوستي ايران و عراق(!) پرسيد وي چيزي را فاش كرد كه جالب بود: گفت در زماني كه صدام شهرهاي ايران را با موشك هاي اسكات مي زد، چون شوروي اين موشك ها را به ما نمي فروخت، من براي پاسخ چيزي نداشتيم تا اين كه آقاي رفيق دوست رفت و از ليبي موشك گرفت! ليبي هم يك سرهنگ براي اين كار به ايران فرستاد. سرهنگ براي هربار شليك موشك زنگ مي زد و مستقيما از قذافي دستور مي گرفت!!!! قرار شك جنازه سلاخ بزرگ معاصر را در تكريت دفن كنند!!! راستي ديشب آقامحمدي شعري خواند از يك جنرال هندي به اين مضمون كه صدام از يزيد تشكر كرد كه راه را به او نشان داده و يزيد پاسخ داده: كه من يك بچه كشتم تو هزاران كودك را كشتي... من اين فلان كردم و تو صدها برابر بدتر از آن... در آخر هم يزيد از صدام تشكر مي كند: با اين كارهايي كه تو كردي، اميدوار شدم كه خدا من رو ببخشد چون بدتر از مني پيدا شده است!!! عکس های بی بی سی عربی از این موضوع

- به صورت كاملا تصادفي نايب الزياره دوستان بوديم در تخت جمشيد و نقش رستم و حضرت شاه چراغ، ارگ كريم خان. سفر يك روزه بسيار مفيد كه فقط تاخير 5 ساعته كمي خسته مان كرد. هواي شيراز بسيار دلچسب و بهاري و آفتابي بود. جاي همه دوستان خالي!

         

- ظهر جمعه بود كه براي كاري معمولي به موبايل حاج محمد زمرد زنگ زدم، بوق مشكوكي مي زد، بلافاصله موبايل برادر ميث رو گرفتم و كه شنيدم همان بوق را! با توجه به ديدار پنج شنبه با بچه ها حدس زدم احتمالا بايد نهار مهمان قاضي مرتضوي باشند!! به محمود استرس الرعايا زنگ زدم و مثل هميشه و با زبان شايعه پراكنش گفت: حاجي بچه ها را گرفته اند!!  خلاصه تماس ها شروع شد. ابتدا ممدجواد جونيور، بعد حميد هراثي، بعد خانم ميث!! دو دل بودم كه بچه ها به خانم محمد گفته اند يا نه اين بود كه كمي ديرتر با ايشان تماس گرفتم. چند نكته در اين بازداشت قابل توجه بود:
اول: شتابزدگي در بازداشت
دوم: نوع برخورد و اين كه مشخص است قوه قضاييه نمي خواهد هزينه ي ديگران بشود
سوم: اقدام از سوي بالاترين مقام هاي دولتي: رحيم مشاعي، معاون احمدي نژاد، احمدي مقدم فرمانده ناجا، قاضي مرتضوي، دادستان تهران و رييس پليس امنيت تهران.
چهارم: موقعيت متزلزل اسفنديار رحيم مشاعي نزد دولت
پنجم: حضور ديگران و سعيد ابوطالب  در پيگري جريان بچه ها
به هر حال بازهم شاهد برخورد چندگانه بوديم. در جريان كنفرانس برلين، به جاي اينكه با منتشر كننده برخورد كنند با مدعوين آن برخورد كردند و در افتضاح رحيم مشاعي به جاي اين كه با وي كه مدعو بود برخورد كنند با منتشركننده برخورد كردند. اگر در آن كنفرانس عده اي فعال سياسي و نه رسمي نظرات خود را اعلام كردند هيچ ارزشي را ضد ارزش نكردند اما رحيم مشاعي به عنوان يك مقام رسمي و سياسي در مجلسي حضور يافت كه آشكارا با ارزش هاي جمهوري اسلامي ضديت دارد.
>> فیلم افتضاح رحیم مشاعی:  1 | 2 | 3
ظاهراً قرار است ايرانيوز هم فيلتر شود. تبريكات من رو پيشاپيش پذيرا باشيد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 12:20  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

 

 

 در ايران، شركت و فعالان عرصه فناوري اطلاعات براي محكم تر كردن جايگاه خود و نشان دادن تخصص  خود تا جايي كه ممكن است از لغات خارجي و تخصصي استفاده مي كنند.

حتي در نام گذاري محصولات و رده بندي خدمات نيز از اسامي خارجي مانند پلاتينيوم، سيلور، برنز و ... استفاده مي كنند. هرچند كه واقعا براي فهماندن برخي مفاهيم استفاده از عين لغت مناسب است چون ترجمه مثلا DHCP خودش یک جمله است: قرارداد پویای تنظیمات میزبان!!!

اما در فعالان افغان کمتر چنین فرهنگی دارند و بیشتر سعی دارند تا فارسی را پاس بدارند. مثلا به دیجیتال می گویند رقمی! عکس هم بخشی از وب سایت یک شرکت افغان است که واقعا فارسی را پاس داشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 دی1385ساعت 16:22  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

از زمان وارد شدن دوربين به موبايل تقريبا ۴ سال مي گذرد. دوربين هايي كه ۶۴۰*۴۸۰ پيكسل عكس مي گرفتند امروز جاي خود را به دوربين هاي ۳مگاپيكسلي داده اند. همزمان با ارزان شدن بهاي اين دسته از گوشي ها، استفاده از آنها نيز گسترش قابل توجهي يافت. آن قدر اين فناوري عمومي شده است كه مردم ديگر كمتر سراغ خريد دوربين عكاسي مي روند. هرچند كه كيفيت آنها واقعا قابل توجه نيست ولي مردم عادي را راضي نگه مي دارد.

همچنين يكي از محاسن بزرگ اين دست دوربين ها، همراه بودن آنهاست. اخيراً كه مشهد بودم، جالب بود كه همه زايرين از موبايل هاي دوربين دار استفاده مي كردند و من كه مي خواستم دوربين كوچك خود را ببرم، گفتند ممنوع  است. گفتم چه فرقي بين اين دوربين و آن يكي است. گفتند نمي شود و مقررات اين است!

اما نكته اي كه باعث شد درباره موبايل فوتو بنويسم شايد عكس هاي تششيع جنازه خوانده اهل جنوب كشور بود كه فارس ارسال كرد. تعداد قابل توجهي از مردم از موبايل هاي خود براي ثبت اين برنامه استفاده كرده بودند.

-عكس هاي زيبايي از تخت جمشيد

- تك عكس

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 دی1385ساعت 13:35  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

از تحریم های دوران سازندگی که بگذریم، در دوران اصلاحات به رغم وجود چالش هایی در حوزه سیاست خارجی، همواره سیاست تنش زدایی و گفت و گو استوار بود و به مدد همین سیاست توانسته بودیم در پرونده هسته ای، زمان بخریم و کار را بدون تحریم به پیش ببریم.
هنوز یک سال و نیم از روی کار آمدن دولت عدالت و مهرورزی نگذشته، تهدید و تهدید و تحریم پشت هم ردیف شد. البته واضح است که آمریکا و سیاست مداران پیر اروپایی به هیچ وجه نمی خواهند به دولت احمدی نژاد امتیاز بدهند و به گفت و گو بپردازند. چرا که اگر قرار بود ایران برنامه غیر صلح آمیز داشته باشد، قطعاْ باید از دوره های قبل کار می کرد نه ظرف این ۱.۵ سال که نتیجه اش رویگردانی غربیون باشد. http://www.un.org/Docs/sc/

البته اگر آن طوری که سیما بیان می کند و خواست ملی ایرانیان بر استفاده صلح آمیز از این انرژی است که باید بهایش را بپردازند به مصداق هر که خربزه می خورد پای لرزش می نشیند. این گوی این میدان آقایان!

اما در عرصه رسانه هر اظهار نظری از سوی تیم مذاکره کننده قبلی پاشنه آشیلی برای دولت مهرورز است. که احتمالا برخوردی کاملا سیاسی با آن خواهند داشت.

زنهار اگر ایران تحریم را به پذیرد و غنی سازی رها سازد، هیمنه و نظام قدرت ایران که مردم منطقه آن را سدی در مقابل آمریکا می دانند ترک می خورد و اگر نپذیرد فشارش بر مردم ایران فزونی میابد.

ایسنا در خبری، بخش هایی از تحریم را منتشر کرده است.

- این مرتضی درخشان هم پدیده است در نوع خود عجیب و خنده دار. یادداشت جدیدش خواندش مطایبه آمیز است.

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 22:55  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

1.علاقمند بودم كه از نمايشگاه جامعه مجازي ايران كه به مناسبت يك دهه حضور اينترنت در ايران برگزار شده بود، بازديد كنم كه اين فرصت در عصر جمعه اول دي ماه فراهم شد.
هرچند كه فكر و ايده خيلي خوب بود، اما اين جشنواره و نمايشگاه نيز فاقد عمق محتوايي لازم بود و در نهايت تبديل شده بود به يك  CD SHOP همراه با موزيك با صداي بلند و ويژگي هاي معمول اين دست نمايشگاه ها.
به قول يكي از دوستان در اگر يك مجله علم و الكترونيك بخري، بيشتر از وضعيت آي تي در ايران با خبر مي شوي! البته همزمان با نمايشگاه برنامه سخنراني هم داير بود كه ما برنامه اي آن را پيدا نكرديم.
البته حضور در اين نمايشگاه باعث شد تا يكي از دوستان قديمي ورزشكار-آي تي من را بعد از حدود 2سال ببينم. عليرضا ناطقي جوان باهوشي كه بازارهاي جديد را به خوبي شناسايي مي كند به همين دليل از بازار IT رفته بود به بازار رسانه.
در بدو ورود آگهي تبليغ مربوط به حضور محمد علي وب نوشت (ابطحی) جالب بود.
به هرحال نفس برگزاري چنين رويدادهايي خيلي خوب است چرا كه هم بضاعت كشور در حوزه IT مشخص مي شود و هم فضاي واقعي براي آشنايي و ارتباط بيشتر اهالي فراهم.
http://www.divs.ir/

2. مي خواستم راجع به انتخابات بنويسم و پيام دهم كه ديگر همه حضرات پيام ها را دادند و مشغله ما اجازت نوشته مرقومه نداد.
ليكن اين انتخابات تكان اساسي داد  به دولت كريمه نهم و برخي ديگر. بعد از برنامه هاي خسته كننده تلفيزيون در اين ايام كه از جواد خياباني و عادل فردوسي پور تا حاجيلو همه درباره آن نظر دادند و خنديديم تا گزارش هاي بي ربط و با ربط در باره انتخابات، بالاخره نتايج انتخابات نشان داد كه تركيب شوراهاي سوم، كاملا تركيبي و ائتلافي است و بازنده آن بوي گند خدمت و حاميان.  ظاهرا شامه مردم از این بو آن قدر آکنده بود که دیگر نخواهند آن را استشمام کنند.

+ نوشته شده در  جمعه 1 دی1385ساعت 23:41  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  |