تبليغاتX
<% Response.Redirect "http://weblog.sadeqmedia.com" %> رسانه صادق sadeq media
بعد از مدتی که وقت و حال نصیب شد، خانه وبلاگ را بنه کن جابجا کردیم و رفتیم به سایت خودمان صادق مدیا دات کام.... ان شاء الله در آنجا میزبان خواهیم بود دوستان برخط، موازی و بی خط را...  صادق حسینی

خانه جدید http://weblog.sadeqmedia.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 16:58  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

يكم- ایام برخورد با نسوان بی تقید روزهای ملال آور ایران را همچنان رقم می زند. تراژدی که بارها تجربه شده است باردیگر اما در قالب مهرورزی و رافت اسلامی گریبانگیر نسوان بی تقید را چنین گرفته است. در این باره پیشتر نوشته بودم اما بازهم چند نکته به ذهنم رسید:

اول: این نوع برخورد های حکومتی در نهایت موجب از بین رفتن فرهنگ امر به معروف می شود. برخوردهایی چنین عمومی که با انگشت نما کردن زنان خاتمه می یابد، در نهایت موجب از بین رفتن فرهنگ امر به معروف می شود و هکذا ازیاد منکر.

دوم: سئوال؟ به واقع همه نسوان بی تقید جزء باندهای تبهکار و مانکن اجاره ای و ... هستند؟ این ادبیات که در توجیه برخوردها از سوی مسئولان استفاده می شود، بیانگر این واقعیت است که در دولت مهروز نهم همه مجرمند مگر خلافش ثابت شود. چنين اظهارات پوچ و احمقانه اي به واقع در شان چه كساني است؟

سوم: بازدید و دست بوسی شتاب زده فرمانده ناجا نشان جايگاه متزلزل طرح بين مردم است. جايي كه حتي دينداران از این نوع برخورد گله مندند براي موجه نشان دادن كار ناگريز به مراجع رجوع مي شود و از آنان هزینه.

روز گذشته حوالي ميدان ولي عصر بودم، يگان هاي پليس را ديدم كه در كوچه ها موضع گرفته بودند. آن طرف تر ماموراني بودند كه به مردم تذكر مي دادند و دورترش مردماني نظاره گر كه گاه پوزخند و گاه قهقه مي زدند.
آبا اين همان مكتبي است كه آبروي مسلمانش از مكه بالاتر است؟
تصور كنيد چه جملاتي بين دو طرف رد و بدل مي شود:
برادر يا خواهر ارشادگر:خواهر! اون جاي شما از حد متعارف مشخص تر؟ خواهر: حد متعارف اونجام چقدره؟برادر:  n سانتي متر. خواهر: مي شه يه جوري نشون بديد كه متوجه بشم. برادر با دست اشاره اي مي كند و خواهر متوجه مي شد كه از اين به بعد اونجاش بايد چه جوري باشه.

دوم- بوسه احمدي نژاد بر دست معلم كودكي خود، البته از آن جهت تامل بر انگيز است كه گفتند: ديدار اتفاقي بود! به همين جهت خانم معلم چنين دستكش بت شكني دست كرده بود.

با اين حال از خواندن موضع احمقانه روزنامه حزب الله خيلي خندیدیم. آنجا كه اين حركت را با آغاز فعاليت مسيحيان در سست كردن ايمان مسلمانان اندلس يكي دانسته بود.

هر کسی الا خران این روزنامه مي فهمد كه در اين كار هيچ ربحي نمايان نيست و سپاسي است از تلاش معلم ! راستي شما معلم كلاس اول يا معلمين دبستان خودتون را به ياد دارد؟

سوم- اصولاْ آدم بدبینی نیستم اما این جریان نشریات دانشجویی و توهین آنها با ساحت قدسی اسلام به نظر یه مقداری مشکوک است. از اون جهت که واکنش به آنها در مقابل سئوالات توهین آمیز وزارت آموزش و پرورش دولت نهم اصلا قابل ملاحظه نیست. به قولی عمل و عکس العمل با هم نمی خواند. به نظر می رسد با این اتفاق ناگوار علاوه بر بهم ریختن فضای عمومی دانشگاه ها، بستر برخورد با دانشجویان نیز فراهم می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 16:36  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

۱. یوم الارباع ماضی مورخ ۵ اردیبهشت به همراه مهمانانی از ترکیه بعد از این که نماز را در حسنیه جماران به جماعت خواندیم به دیدار سیدمحمد خاتمی رفتیم.
سیدمحمد خاتمی با رویی خوش و همچون همیشه خندان مهمان را پذیرفت. ابتدا به انگلیسی، بعد عربی و فارسی و ترکی  صحبت ها آغاز شد. در کنار مهمانان صادق خرازی هم در جلسه حضور داشت.
دوستان ترک ابتدا نمایی از فعالیت های فرهنگی خود ارایه دادند و سپس رییس موسسه گفت و گوی تمدن ها گفت: در دنیای امروز نمی توان منتظر دولت ها بود تا ارتباطات فرهنگی را به پیش ببرند. نهادهای مردمی و غیر دولتی باید پیشگام ارتباطات فرهنگی باشند.
ایشان همچنین بر لزوم فعالیت NGOهاي فرهنگي و آموزشي تاكيد كرد و افزود: با ارتقا سطح فرهنگ و آموزش بستر گفت و گو مهيا مي شود.
سيدمحمدخاتمي گفت: براي تبليغ اسلام بايد ابتدا خود اسلام را شناخت.
در پايان ديدار هم دوستان ترك يك جلد قرآن نفيس كه تنها سيصد نسخه از آن در جهان منتشر شده است به ايشان اهدا نمودند.
....
اما بعد از ديدار و بعد از ظهر كه حتي ورزش مي كردم، حزن عميقي در من زنده شد. مي انديشيدم چطور شخصيتي چون خاتمي مورد  اقبالي جهاني است آن وقت در كشور خودش حتي اخبارش كاملا غرض ورزانه منتشر مي شود، اگر منتشر شود. چقدر خوب از سرمايه هاي معنوي فرهنگ ايراني در ايران حمايت مي شود.
۲. بعد از مدت ها تيتري خواندم كه واقعاً جايزه دارد. اين تيتر مربوط به خداحافظي شوراي شهر دوم تهران بود كه در صفحه اول  روزنامه جام جم چهارشنبه چاپ شده بود:     بهشت؛ آنها كه ماندند، آنها كه رفتند!
+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 13:4  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

دوسالي است رافت اسلامي دولت مهرورز گربيان نسوان بي تقيد را مي گيرد با رافتي از نوع باتوم (چماق قديم) نشانشان مي دهد: رافت اسلامي اگر روزي به متجاوزان قهرمان انگليسي لبخند مي زند روز ديگر با چماق رافت پيچ مي كند جماعت نسوان را.
البته همگان مي دانند كه برخوردهايي چنين مقطعي و پرفشار نه بر دين مردم و نه بر حجابشان نمي افزايد، به قولي اگر براي ما آب ندارد براي دولت كه نون و آب دارد.
از سوي ديگر دولت، دولت اسلامي است هرچند كه براي احياي حقوق هسته اي و غير هسته اي احتياج به زنان كم حجاب و بي حجاب است اما براي نشان دادن وجوه اسلامي دولت، چون تدبير به تنگ آيد، فشار فزوني مي يابد، چنان مي شود كه در دوسال گذشته ديديم. بالاخره بايد به علماي بلاد نشان دهند كه دولت واقعا به اصول ديني پايبند است حتي اگر نسوان را به ورزشگاه ها بخواند!!
راستی نظام و جامعه چقدر برای سایر شعایر و وجوه اخلاقی دین که تاکیدات بیشتری بر آنها شده است تلاش می کند؟

این برخورد البته روی دیگری برای دولت احمدی دارد: کاهش محبوبیت. کابوس کاهش محبوبیت یکی دیگر از وجوه این برخورد است.
چرا باید برای برخورد با این جماعت بی قید از بانوانی با چهره عبوس و با پوشش چادر استفاده شود. آیا نمی شد این خانم های ارشاد کننده با مانتو و مقنعه اسلامی به ارشاد بپردازند؟ تا شان و منزلت چادر مراعات شود. چرا هرگاه قوه قهریه لازم است از نماد چادر استفاده می شود؟
گزارش تصویری فارس

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 11:55  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  | 

اسبوع ماضی از صباح يوم ثلاثا تا ليل يوم جمعه را در سرحدات یزد گذارن کردیم. هم کار داشتیم و هم یزدگری کردیم. جای دوستان خالی. به اردکان و میبد و تفت و ده بالا هم سر زدیم. در موزه اردکان عکس جالبی بود: مرحوم ابوی آقای خاتمی، آشیخ روح الله مشغول اقامه نماز بودند و رهبری در لباس فرم سپاه پشت سر ایشان. جالب بود و دیدنی!

جای تمامی دوستان و دوستداران قلیون و آتش
به کلی خالی!
شاید کسی باور نکند اول اردیبهشت ماه در یزد احتیاج به روشن کردن شومینه باشد.

 

 

 

 

 

 یزد به غایت زیبا و دلنشین بود. مردمی گرم و دوست داشتنی و خوراکی هایی مقوی، دور از انصاف نیست که یزد را پایتخت غنی سازی اورانیوم بنامیم.

مراکز تولید انواع سوخت موشک و سفینه و نیروگاه قدم به قدم در یزد جلوی چشم بود. ...
عکس های خودم در یزد

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 16:54  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  |