چند ماه از سال، شادي به ذات دارند: رجب، شعبان، رمضان و ذي الحجة. دليلش را مي گذارم نزديكي عبد و خدا.
ديگر ويژگي شان زود سپري شدن است. هنوز طعم ميلاد امير المومنين (ع) و بعثت پيامبر رحمت، محمد مصطفي (ص) در كام است كه ميلاد سه نور مي رسد و بعد از آن ميلاد منجي (عج) و تو نمي فهمي كه چگونه ايام مي گذراني و مانده اي.
شايد مانده اي تا به خوابي يا خوابي تا بماني.
در دنيايي كه ارزش ها با چشم بستني، عوض مي شوند، اين تو هستي و تنها تو كه حس مي كني بايد پيامي و نشاني و ارزشي را به كسي و نسلي منتقل كني.
در دنيايي كه به مدد همه فناوري ها، ما بيشتر از پيش از هم جدا مي شويم، اين تنها تو هستي كه بايد سفر عاشورايي خود را آغاز كني.
و اين تو تنها، زماني ما بود و انقلابي در پس و انفجار نوري در پيش.
لا لون في النور، لكن في الزجاج بدا
شعاعه فترا ايًّ فيه الوان
نور را رنگي نيست، چون پرتو نور در شيشه عيان آمد، رنگ هاي گوناگون ظاهر شد.
مبعث و ميلادها مي آيند و شب هاي قدر پي در پي و تو، همان تنهايي هستي كه منتظري تا "ما" شوي. منتظري تا روزي سفر خود را آغاز كني.
سفري به درون و هجرتي از خود به خويش!
دعوي عشق مطلق مشنو ز نسل انسان
كانجا كه شير عشق است، انسان چه كار دارد
ما در نهايت خوشحالي و سروريم، ولي جز به وجودت خوشحالي و سرور تمام نمي شود، اي عزيز مهربان و اي غايب از نظر.
نحن في اكمل السرور و لكن
ليس الا بكم يتم السرور
صادق حسيني
۶شهریور۱۳۸۶

