-
صدام به درك واصل شد! فكر نمي كردم به اين زودي اعدامش كنند، اما انگار ديگر زنده اش ضرر داشت. هرچند كه اعدامش بهترين عيدي براي مردم ما، عراقيون و كويتي ها بود. به هرحال صدام هنوز گنجينه اسرار اطلاعات بود و خيلي چيزها مي دانست و مي توانست كه بگويد. از كمك هاي دولت ها و قدرت ها تا معاملات پشت پرده.
در اين ميان موضع قدرت هاي مرتجع منطقه جالب بود و از همه آنها جالب تر: اظهارات جنرال ديوانه، قذافي ملعون. مردك 3 روز عزاي عمومي اعلام كرده و تعطيلات عيد قربان را لغو. به راستي صدام آنقدر محبوبيت داشت كه قذافي بخواهد از آن براي خود كلاهي بسازد!
شب گذشته در برنامه گفت و گوي خبري كه مجري خوش لهجه! اجرايش مي كرد چنين سئوالي از دكتر آقامحمدي به عنوان رئيس انجمن دوستي ايران و عراق(!) پرسيد وي چيزي را فاش كرد كه جالب بود: گفت در زماني كه صدام شهرهاي ايران را با موشك هاي اسكات مي زد، چون شوروي اين موشك ها را به ما نمي فروخت، من براي پاسخ چيزي نداشتيم تا اين
كه آقاي رفيق دوست رفت و از ليبي موشك گرفت! ليبي هم يك سرهنگ براي اين كار به ايران فرستاد. سرهنگ براي هربار شليك موشك زنگ مي زد و مستقيما از قذافي دستور مي گرفت!!!! قرار شك جنازه سلاخ بزرگ معاصر را در تكريت دفن كنند!!! راستي ديشب آقامحمدي شعري خواند از يك جنرال هندي به اين مضمون كه صدام از يزيد تشكر كرد كه راه را به او نشان داده و يزيد پاسخ داده: كه من يك بچه كشتم تو هزاران كودك را كشتي... من اين فلان كردم و تو صدها برابر بدتر از آن... در آخر هم يزيد از صدام تشكر مي كند: با اين كارهايي كه تو كردي، اميدوار شدم كه خدا من رو ببخشد چون بدتر از مني پيدا شده است!!! عکس های بی بی سی عربی از این موضوع
- به صورت كاملا تصادفي نايب الزياره دوستان بوديم در تخت جمشيد و نقش رستم و حضرت شاه چراغ، ارگ كريم خان. سفر يك روزه بسيار مفيد كه فقط تاخير 5 ساعته كمي خسته مان كرد. هواي شيراز بسيار دلچسب و بهاري و آفتابي بود. جاي همه دوستان خالي!

- ظهر جمعه بود كه براي كاري معمولي به موبايل حاج محمد زمرد زنگ زدم، بوق مشكوكي مي زد، بلافاصله موبايل برادر ميث رو گرفتم و كه شنيدم همان بوق را! با توجه به ديدار پنج شنبه با بچه ها حدس زدم احتمالا بايد نهار مهمان قاضي مرتضوي باشند!! به محمود استرس الرعايا زنگ زدم و مثل هميشه و با زبان شايعه پراكنش گفت: حاجي بچه ها را گرفته اند!! خلاصه تماس ها شروع شد. ابتدا ممدجواد جونيور، بعد حميد هراثي، بعد خانم ميث!! دو دل بودم كه بچه ها به خانم محمد گفته اند يا نه اين بود كه كمي ديرتر با ايشان تماس گرفتم. چند نكته در اين بازداشت قابل توجه بود:
اول: شتابزدگي در بازداشت
دوم: نوع برخورد و اين كه مشخص است قوه قضاييه نمي خواهد هزينه ي ديگران بشود
سوم: اقدام از سوي بالاترين مقام هاي دولتي: رحيم مشاعي، معاون احمدي نژاد، احمدي مقدم فرمانده ناجا، قاضي مرتضوي، دادستان تهران و رييس پليس امنيت تهران.
چهارم: موقعيت متزلزل اسفنديار رحيم مشاعي نزد دولت
پنجم: حضور ديگران و سعيد ابوطالب در پيگري جريان بچه ها
به هر حال بازهم شاهد برخورد چندگانه بوديم. در جريان كنفرانس برلين، به جاي اينكه با منتشر كننده برخورد كنند با مدعوين آن برخورد كردند و در افتضاح رحيم مشاعي به جاي اين كه با وي كه مدعو بود برخورد كنند با منتشركننده برخورد كردند. اگر در آن كنفرانس عده اي فعال سياسي و نه رسمي نظرات خود را اعلام كردند هيچ ارزشي را ضد ارزش نكردند اما رحيم مشاعي به عنوان يك مقام رسمي و سياسي در مجلسي حضور يافت كه آشكارا با ارزش هاي جمهوري اسلامي ضديت دارد.
>> فیلم افتضاح رحیم مشاعی: 1 | 2 | 3
ظاهراً قرار است ايرانيوز هم فيلتر شود. تبريكات من رو پيشاپيش پذيرا باشيد!

