سوسن چو ذولفقار علی آب دار شد لافتی الا علی... لاسیف الا ذولفقار....
شادی قربان همیشه با شادی بزرگتری کامل می شود: عید غدیر. عیدی که پایه ای از وحی داشت و به دست ما رسید تا این گونه از آن پاسداری کنیم!!
شب گذشته برای جشن عید رفتم عشاق الحسین. یکی از ویژگی های عشاق، منبری های آن است که معمولا تعطیل و پیاده هستند. من خودم اولین باری که ۷-۸ سال پیش عشاق رفتم با منبری آن یک دعوای جانانه داشتم چون هم مطالب غیر مفید می گفت و هم به زبانی بی حال. اما دیشب واقعا با برنامه های دیگر فرق داشت. یک روحانی سفید و توپل موپل و مامانی.
این روحانی منبرش ۲ تا ویژگی داشت: هم بحث را کاملا با شناخت وضع موجود بیان کرد و هم زبانش شاد و خندان بود و جذابیت های فراوانی داشت.
شیخ می گفت: آقا یه پیام برای من اومده: اگر ما رو بهشت راه ندادند یه یا علی می گیم و از دیوار می پریم!! مگه خونه همسایه است که از دیوار می خوای بری بهشت!!
در مورد شناخت امام هم مطالب خوبی داشت: باید امام را درست شناخت: ابرو و تاب مو و هیکل و شمشیر و این چیزا شناخت امام نیست. وقتی امام رو این طوری تعریف می کنی، امام علی (ع) را که ببینی می گی: آقا تاب و مو و زلف و هیکل و اینا به شما نمی خوره! جواب نمی ده این هیکل! نمی خوره شما امیر المومنین باشید!! بحث خوبی را مطرح کرد. باید بیشتر با وی آشنا شوم.
- تبیان در ویژه نامه غدیریه اش کار جدیدی کرده است: عقد برادری مجازی!

