تبليغاتX
<% Response.Redirect "http://weblog.sadeqmedia.com" %> رسانه صادق sadeq media - مصداق سالاری
چندی پیش با یکی از دوستان درباره یکی از روحانیون جوان و تلویزیونی بحث بود. ناخداگاه از شدت ناراحتی جملاتی گفتم که جالب توجه بود: این روحانیون جوان که با عبا و لباده مدرن در منابر حاضر می شوند و حرف های شیک خود را بازبانی جذاب برای جوانان می گویند یک پیام ساده دارند. خدا به انسان عقل داده که خیر و شر را تمیز دهد و خیر را انتخاب کند. فی البدایه کلام، کلامی است نیکو لیکن در پس آن و در سیره عملی پیام دیگری مستفاد می شود: خیر و فلاح آن چیزی است که ما می گوییم نه آن که چیزی که عقل شما می گوید. ما هستیم که می گوییم فلان کار خیر است و خوب و دیگری شر و بد و مغر و منطق شما موظف است که مصادیق ما را عمل کند. این همان مکتبی که در عصری نه چندان دورتر و در عهد شاه عباس کبیر دامن ملاصدرا را گرفت و در عهد معاصر پاگیر بزرگانی همچون حضرت امام شد. همان مکانیزمی که باعث تبعید یکی از مشایخ فلسفه تشیع شد. همان متحجران چه خون دل هایی به امام و حضرت علامه طباطبایی دادند. همان هایی که همیشه به جای ماهیگری به دنبال ماهی رساندن به مردم بوده اند و نهایتا خواهان جنت بردن اجباری توده های مردم.


:: خاطره ای از امام به نقل از هوشمند: ... بعد از نودوبوقی صادق طباطبایی آمد به یک برنامه زنده تلویزیونی. نامش: مردم ایران سلام! صادق ابتدا صحبت های خود را با مطایبه ای به محسن رفیق دوست شروع می کند: سردار رانندگی ... هنگامی که در هواپیما نزدیک طلوع آفتاب بود، عده ای دویدند تا بقیه را برای نماز بیدار کنند که امام پرسید: کجا؟ گفتند می رویم تا بیدارشان کنیم برای نماز صبح. امام گفت: مگر از شما چنین خواسته ای داشته اند؟ گفتند: نه. امام گفت: پس لازم نیست. بروید به کارتان برسید... این تفکر و سیره کجا و آن فکر بهشت اجباری کجا.

::قذافی مجنون ملعون با ربودن امام موسي صدر چنان داغی بر دل شیعیان گذاشت که هنوز تازه می نماید. چندی پیش بازتاب سخنرانی کوتاهی از ایشان را با عنوان خطرناکترین دشمن حسین(ع) منتشر کرد.

ایشان در این سخنرانی که در لبنان انجام شده است دشمنان سیدالشهدا (ع) را به سه دسته تقسیم می کند:
دشمن نخست: كسانی كه حسین و یارانش راكشتند. آن‌ها ستمكار بودند، اما اثر ستمشان ناچیز است، زیرا كه جسم را كشتند... آنان مرگ حسین (ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین خطر دشمن اول، ظالم اول و طغیانگر اول «محدود» است.
دشمن دوم: كسانی كه كوشیدند تا آثار حسین را پاك ...کسانی که می‌خواستند اسم حسین و یاد حسین فراموش شود، و آرامگاه حسین و عزاداری بر حسین را از میان رود. خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامه‌هایشان، ناتوان ماندند، چنان‌كه این مسأله در تاریخ روشن شد. گروه دوم دشمنان حسین پر خطرتر و ستمكارتر از گروه نخست‌اند، اما در كارشان ناكام ماندند، ولی خطر این‌ها از گروه سوم كمتر است.
دشمن سوم: این گروه بر آن بودند تا چهره حسین را مخدوش کنند، و واقعه كربلا را در سالگردها و عزاداری‌ها نگه دارند، و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر كنند. ما بر حسین بسیار می‌گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی شویم. مویه ما برای نو كردن اندوه‌ ها و كینه‌ ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است، این‌ها انگیزه ما برای گریه است.... ما تنها به شیون بسنده نمی‌كنیم، و حسین را تنها شهید اشك‌ها نمی‌دانیم. و برآنیم كه تكلیف ما فقط با عزاداری‌های ما به انجام نمی‌رسد. اگر در تاریخ نبرد میان حق و باطل واقعه کربلا را از جمود خارج سازیم و آن را به گذشته پیوند دهیم، به طور طبیعی حادثه به آینده هم پیوند می خورد. چنان‌كه می‌گوییم حسین وارث آدم و نوح و موسی و عیسی است، و امام صادق و باقر و رضا (ع) میراث‌دار او هستند، و هر كسی كه با باطل می‌ستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می‌كند میراث‌دار اوست.
:: کلیپی درباره امام موسی صدر


:: امروز قدری کردی خواندم. زبان بسیار جالبی است. هرچند که احساس می کنه که بیشتر لهجه ای است در میان لهجه های زبان فارسی. اکثر قواعد و دستور زبان و کلمات کاملا با فارسی یکی است.
اگر می خواستید کردی بخوانید این قاعده در ذهنتان باشد: َ=ه / ٌ=و /  ِ=ي . فکر کنم حالا بتوانید این رو راحت بخوانید: هه‌ڵه‌بجه‌ هیرۆشیمای کوردستان و ئه‌نفال هۆلۆکۆستی کورده‌  پیوند 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 بهمن1385ساعت 22:8  توسط Sadeq Hosseini| صادق حسيني  |